دوشنبه ۲۴م اسفند ۱۳۸۸

بعدازظهر امروز در تنکابن، آیینهای سه روزهی مقابله با سدسازی در ایران به پایان میرسد؛ رسمی که ۱۳ سال است در جهان و ۲ سال است که در وطن برگزار شده و تکرار میگردد.
باید بکوشیم تا نشان دهیم: سدسازی تنها میتواند به عنوان آخرین گزینه در مدیریت آب مطرح باشد و نه نخستین و بهترین و غرورآفرین گزینه.
به همین مناسبت و همان طور که پیشتر هم اعلام شده بود، امروز در حضور علاقهمندان به این حوزه در شهر سبز و دوستداشتنی تنکابن سخنرانی خواهم کرد.

منتشر شده در دسته سخنرانيها, سدسازي, فقر مدیریتی, محيط زيست | ۱۰ دیدگاه
یکشنبه ۲۳م اسفند ۱۳۸۸

دکتر صادق خلیلیان، وزیر کنونی وزارت جهاد کشاورزی، در سال ۱۳۸۰ و به همراه اسماعیل شمسالدینی، نتایج پژوهشی را منتشر کردند که در بخشی از آن آمده بود: دستاوردِ تلاش مسئولانِ حوزهی محیطزیست و منابعطبیعی ایران در طول دورههای پنجسالهی نخست و دوم برنامههای توسعه، در مقایسه با میزان تخریبِ اندوختههای طبیعی تجدیدشوندهی (جنگل و مرتع) کشور در طول ۱۰ سالِ موصوف (۷۷- ۱۳۶۸)، با ترازی منفی مواجه شده است. به عبارت دیگر، میزان تشکیل سرمایهی خالص یا افزایش در مقدار ارزش منابعطبیعی در هر دو بخشِ جنگل و مرتع کمتر از میزان تخریب و استهلاکِ این منابع بوده است؛ خسارتی که ارزشِ ریالی آن تنها در دو بخش جنگل و مرتع، بالغ بر ۱۴۵۴ میلیارد ریال (نزدیک به پنجاه برابرِ کل بودجهی مؤسسهی تحقیقات جنگلها و مراتع کشور در سال ۱۳۸۱) تخمین زده میشود. درحقیقت، ارزش سرمایه گذاریهای صورت گرفته در این دو بخش که معادل ۵/۳۱ درصد کل سرمایهگذاری انجام گرفته در بخش کشاورزی بوده (۵/۴۴۶ میلیارد ریال)، تقریباً با میزان اُفت ارزش اندوخته های طبیعی جنگل و مرتع کشور در طول فقط نخستین برنامهی ۵ ساله برابر شده است.
در حقیقت، خلیلیان در آن زمان و به عنوان یک مدرس دانشگاه هشدار داده بود که نباید یک بعدی به ماجرای افزایش محصول در بخش کشاورزی و به هر قیمتی نگاه کرد.
و این دقیقن با تابلویی که امروز در جوار کاخ وزارت جهاد کشاورزی در بلوار کشاورز نمایان است، تناقض دارد! ندارد؟
اگر میگوییم: میزان محصول تولیدی در بخش کشاورزی از ۲۴ میلیون تن در سال ۱۳۵۷ به ۱۰۳ میلیون تن در سال ۱۳۸۸ افزایش یافته است؛ باید آنقدر صداقت و شجاعت هم داشته باشیم تا اعلام کنیم: در همین مدت، نرخ فرسایش آبی و بادی چه اندازه افزایش یافته است؟ و چرا تراز آبخوانهای کشور اینک به حدود منفی ۸ میلیارد متر مکعب در سال رسیده! وضعیت حاصلخیزی خاک، تزریق سموم و آفات کشاورزی در آب و خاک، شورشدن اراضی کشاورزی و … بسیاری مؤلفههای دیگر نشان میدهد که آیا میشود به این افزایش تولید افتخار کرد یا نه؟
آیا اگر فردی، بدون پشتوانه لازم و با گرفتن رانتها و وامهای فراوان، توانسته کلبهی محقر خود را به ویلایی مجلل بدل سازد، میتوان به پایداری زندگی او امیدوار بود؟!
راست آن است که کشاورزی بر روی گردههای منابع طبیعی ایستاده و دارد همچنان بدون لحاظ توانمندیهای بومشناختی سرزمین، کارمایهها را میبلعد.
منتشر شده در دسته فرسايش بادي, فقر مدیریتی, محيط زيست, کشاورزی معیشتی | ۳۵ دیدگاه
شنبه ۲۲م اسفند ۱۳۸۸

همان لحظه که دیدمش، شیفتهاش شدم … انگار داشت بینندگانش را متوجه یک حقیقت تاریخی میکرد … چه صلابتی، چه آرامشی، آدم یاد شکوه و جلال امپراتوری بیمثال هخامنشیان میافتاد … به خصوص که رنگش هم رنگ تخت جمشید بود!
شما فکر میکنید این پرندهی مغرور کجا ایستاده است؟!
میخواهم دربارهاش بیشتر بنویسم …
امّا نه حالا!
منتشر شده در دسته تاريخ و فرهنگ, موزه های سنگی | ۲۶ دیدگاه
شنبه ۲۲م اسفند ۱۳۸۸

امروز، فردا و پس فردا، به بهانهی آیینهای نکوداشت روز جهانی مقابله با سدسازی، طرفداران محیط زیست در ایران سه همایش برگزار کرده و خواهند کرد. هر چند شیرازیهای عزیز درتالار دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه شیراز با سخنرانی استاد فرزانه، دکتر آهنگ کوثر، عملن از روز پنجشنبه به استقبال این مناسبت جهانی رفتند و شاهد یکی از مستدلترین و علمیترین سخنرانیها در ملامت مدیریت نابخردانهی حاکم بر منابع آبی کشور بودند؛ آنچه که خود استاد از آن با عنوان: «نامدیران صنعت آب کشور» یاد کرد. در این باره البته در یادداشتهای بعدی بیشتر توضیح خواهم داد.
به هر حال، همایش امروز را که پیشتر اطلاعرسانی کرده بودم و به گفتهی یکی از برگزارکنندگان همایش – آقای خسروی – به زودی گزارشهای مربوط به آن بر روی نت منتشرخواهد شد. اما دو همایش دیگر به قرار زیر است:
یکشنبه ۲۳ اسفند – از ساعت ۹:۰۰ تا ۱۲:۰۰ – دانشگاه شهید عباسپور (تهران – بزرگراه شهید بابایی – خروجی حکیمیه) – ثبت نام:۰۹۳۵۴۲۲۵۰۸۳
دوشنبه ۲۴ اسفند – از ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۸:۰۰ – تنکابن – پارک مادر – سالن ارشاد. (برای آگاهی بیشتر به وبلاگ آقای عباس محمدی مراجعه فرمایید).
گفتنی آن که در همایش سوم، نگارنده هم سخنرانی خواهد کرد.
منتشر شده در دسته اخبار و رويدادها, توسعه افسارگسيخته, سدسازي, محيط زيست, منابع آب, همايشها | ۹ دیدگاه
پنجشنبه ۲۰م اسفند ۱۳۸۸

ساعت ۴ بعدازظهر امروز – ۲۰ اسفندماه ۱۳۸۸ – در دانشگاه شیراز خواهم بود تا به مناسبت هفتهی منابع طبیعی از دردهای جانکاه و نواهای دلانگیز طبیعت وطن برای دانشجویان عزیز شیرازی سخن بگویم.
استان فارس، دارای بیشترین تراکم مناطق حفاظت شده است؛ این استان به حق دارای بزرگترین و مشهورترین کهنزادبومهای تاریخی وطن هم هست و استعداد شگرفی در استحصال انرژیهای نو دارد. با این وجود، نه مزیتهای تاریخی و نه امتیازهای جذاب طبیعی، نتوانسته مدیران ارشد این قلمرو سیاسی را وادارد تا چیدمان اولویتهای راهبردی خویش را بر بنیاد توانمندیهای بومشناختی و تاریخی از نو بازمهندسی کنند.
از همین روست که یک سوم میزان تراز منفی آبخوانهای کشور در استان فارس رخ داده است؛ زنگ خطری که اگر دیربجنبیم، به ناقوسی مرگبار بدل خواهد شد.
منتشر شده در دسته سخنرانيها, فقر فرهنگی, فقر مدیریتی, محيط زيست | ۲۰ دیدگاه
سه شنبه ۱۸م اسفند ۱۳۸۸

کافی است به تصویر نابی که نشنال جیوگرافیگ برایمان به ارمغان آورده است، خیره شوید تا دریابیم که گاه شکار یک لحظهی برقآسا تا چه اندازه میتواند، به زمان دهنکجی کرده و برای همیشه ماندگار شود. مانند این عکس زیبا از تیزپایی با سرعت ۸۵ کیلومتر در ساعت که انگار بر روی آب راه میرود!
کاش همهی ما بتوانیم – دست کم یکبار – اینگونه بهشت بیافرینیم!
منتشر شده در دسته تصاوير گويا, حيات وحش, محيط زيست | ۲۳ دیدگاه
سه شنبه ۱۸م اسفند ۱۳۸۸

همان طور که پیش تر اعلام شده بود، در شانزدهمین روز از اسفند ۱۳۸۸، مهمان مردمان خونگرم و مهماننواز ایران در بام وطن بودم تا به بهانهی هفتهی منابع طبیعی از دغدغهها و گرایههای طرفداران و فعالین محیط زیست با مردمان بامنشین وطن سخن بگویم؛ مردمانی که وارث سرزمینی هستند که ۱۰ برابر وسعتش در مقیاسی ملّی آب در اختیار دارد و سهم سرانهی سبزش نیز دو برابر سرانهی هر ایرانی، یعنی حدود ۴ دهم هکتار بوده و از این منظر، استانی بینظیر یا کمنظیر به شمار میآید. با این وجود، متأسفانه به نظر میرسد که شتاب جنگلزدایی همچنان در استان دست بالا را داشته و به حدود ۱۰ متر مربع در هر دقیقه میرسد؛ افزون بر آن، میزان فرسایش خاک در اغلب حوضههای آبخیز پرآب آن، به حدود ۳۰ تن در هکتار یا بیشتر میرسد که بسیار نگرانکننده است؛ موضوعی که به ویژه برای مسئولین وزارت نیرو که مایلند تا این استان را به نمایشگاه و موزهی سدهای بزرگ مخزنی بدل کنند، باید جالب باشد! زیرا به شدت عمر مفید سدهای متعدد استان را میکاهد.
آن چیزی که برایم شوقبرانگیز و امیدبخش بود، حضور چشمگیر و گسترده دانشجویان دانشگاه شهرکرد بود که به ویژه وقتی با اجتماعات مشابه در تهران مقایسه میکنیم، درمییابیم که انگار علاقه به طبیعت در بام ایران بیشتر از تهران است!
به هر حال، در فرصت محدودی که در اختیار داشتم، کوشیدم تا برخی از فرازها و فرودهای طبیعت چهارمحال بختیاری را تشریح کنم و به پرسشهای طرح شده پاسخ دهم. در این باره میتوانید به تارنمای دیده بان طبیعت بختیاری، خبرگزاری ایرنا، ایسنا، فارس، روزنامه رسالت ، باشگاه خبرنگاران جوان و … مراجعه فرمایید.
بار دیگر از یکان یکان همکاران شریفم در اداره کل منابع طبیعی استان و اساتید دانشگاه شهرکرد بابت برپایی سزاوارانه این همایش قدردانی می کنم.
منتشر شده در دسته فقر مدیریتی, محيط زيست, مصاحبه در روزنامه ها و خبرگزاری ها, مناسبتها, همايشها, چهارمحال بختیاری | ۷ دیدگاه
شنبه ۱۵م اسفند ۱۳۸۸

تا ساعاتی دیگر راهی شهرکرد هستم تا در شانزدهمین روز اسفند ۱۳۸۸ به مناسبت آیینهای نکوداشت هفتهی منابع طبیعی، در جمع اساتید و دانشجویان دانشگاه شهرکرد (تالار شهید آوینی دانشکده کشاورزی) سخنرانی کنم.
عنوان سخنرانیام، اشاره به اندوختههای طبیعی زادبوم مشترک دارد که به دلیل نابخردی یا آزمندی از دست دادهایم. میکوشم تا با ذکر مثالهایی، مهمترین دلایل تشدید ناپایداری را در زیست محیط وطن شرح دهم و آنگاه به آینده بنگریم …
آیندهای که میتواند همچنان سبز باشد و بماند، اگر من و تو بخواهیم تا از همین امروز، فردا را بر بنیاد احترام به قوانین طبیعت بسازیم.
یادمان باشد:
نفوذ یک لیتر آب در زمین جنگلی ۷ دقیقه، در زمین کشاورزی ۴۶ دقیقه و در زمین بدون پوشش ۴ ساعت و ۶ دقیقه زمان می برد. چه سخنی از این سادهتر و در عین حال گویاتر میتواند اهمیت حفظ سبزینه و منابع طبیعی را در زیست محیط ایران نشان دهد؟ وقتی بدانیم نفوذپذیری آب در جنگل، ۴۰ برابر خاک بدون پوشش است؛ چگونه میتوانیم بی مهابای فرداها در برابر تغییر کاربری غیر علمی و افزایش برهنگی سرزمینمان سکوت کنیم و دم برنیاوریم؟
منتشر شده در دسته سخنرانيها, كشاورزي, محيط زيست, منابع آب, همايشها | ۱۵ دیدگاه
شنبه ۱۵م اسفند ۱۳۸۸

سال آبی ۸۹-۱۳۸۸ در حالی به میانههای خویش نزدیک میشود که رکوردی عجیب از قهر آسمان با ریزشهای جامد را میرود که به جای گذارد! نگارنده حتا در دامنههای همواره پربرف کندوان هم ، برف ماندگاری را ندید و چنین است روزگار دماوند و دنا و زردکوه و کوهرنگ و سبزکوه در بام ایران …
روز گذشته با دکتر لباسچی که سالها مسئولیت ایستگاه هومند آبسرد را در جوار دماوند سرفراز برعهده داشته است، سخن میگفتم؛ ایشان هم نتیجهی بررسی ۳۶ سالهی ایستگاه کلیماتولوژی منطقه را کاملن هشداردهنده ارزیابی میکرد، زیرا حکایت از افزایش میانگین دمای سالانه تا بیش از ۲٫۷ درجه سانتیگراد داشت که به نظر میرسد یک رکورد باشد. این در حالی است که به گفتهی لباسچی، میزان ریزشهای آسمانی منطقه کاسته نشده، بلکه ماهیت آن از برف و تگرک به سوی باران تمایل یافته است. لباسچی این را هم اضافه کرد که میزان اُفت سطح آب زیرزمینی در دماوند، به شدت نگرانکننده شده و حتا در ۲۰۰ متری اعماق زمین هم آبی برای برداشت وجود ندارد!
دکتر خسروشاهی هم، پس از شنیدن نظریهی یخ زدن جهانگرمایی، آمار بلندمدت تعداد بیشتری از ایستگاههای سینوپتیک کشور را منتشر کرد که جملگی تأیید میکنند – دست کم – در طول دو دههی اخیر، روند گرم شدن میانگینها ادامه داشته است.
از طرفی، شهریار عیوضزاده، مرد دقیق وبلاگستان، دست به کاری ارزشمند زده و آشکارا نشان داده که تا چه اندازه آن افشاگری مشهور، میتواند راه به خطا برده باشد!
در حقیقت، همه چیز به یک دروغ بزرگ میرسد! نمیرسد؟
راست آن است که دانش بشری در حال پوستاندازی است و ما هر چه که به پیش میرویم، درمییابیم تا چه اندازه نادانیم. بهتر است (یعنی شرط عقل ایجاب میکند!) در چنین فضایی تا آنجا که امکان دارد، حکم مطلق صادر نکنیم. یخها دارند به شدت و شتابی باورنکردنی آب میشوند و پیشبینی میشود که میانگین دمای کرهی زمین هم در سال ۲۰۱۰ و به رغم موج سرمای هارپی! در بخشهایی از نیمکرهی شمالی با حدود ۷۶ صدم درصد افزایش روبرو شده و ۲۰۱۰ را به گرمترین سال جهان در طول یک قرن اخیر بدل سازد. اما ریشهی این گرما تا چه اندازه انسانی و تا کجا طبیعی است؟! هر دو طرف دلایلی برای خود دارند …
امّا این یادداشت را فقط به یک دلیل نوشتم:
کار شهریار عیوضزاده ستایشبرانگیز است، او درست است که شابد در ماه بیشتر از یک یادداشت ننویسد، اما برای تولید آن یک یادداشت، وقت و انرژی فراوانی مصروف میدارد و اغلب نوشتههای – هر چند اندکش – تأثیرگذار و تأملبرانگیز بوده است.
این مقدمه را از من بپذیرید تا در فرصتی بهتر، مشروحتر از ماجرای جهانگرمایی، تغییر اقلیم و نوسان اقلیم گفتگو کنیم.
منتشر شده در دسته تغییر اقلیم, جهان گرمايي, قطب شمال و جنوب, مباحث وبلاگي, محيط زيست, منابع آب, موج سرما, هارپ | ۱۱ دیدگاه